بنام حق كه الحق بهترين است ....
اين روزا عادت همه رفتن و دل شكستنه
درد تموم عاشقا پاي كسي نشستنه
اين روزا مشق بچه ها يه صفحه آشفتگيه
گردهاي رو آيينه ها فقط غم زندگيه
اين روزا درد عاشقا فقط غم نديدنه
مشكل بي ستاره ها يه كم ستاره چيدنه
اين روزا كار گلدونا از شبنمي تر شدنه
آرزوي شقايقا يه شب كبوتر شدنه
اين روزا آسمونمون پر از شكسته باليه
جاي نگاه عاشقت باز توي خونه خاليه
اين روزا كار آدما دلاي پاكو بردنه
بعدش اونو گرفتنو به ديگري سپردنه
اين روزا كار آدما تو انتظار گذاشتنه
ساده ترين بهونشون از هم خبر نداشتنه
اين روزا توي هر قفس يكي دوتا قناريه
شبا غم قناريا تو خواب خونه جاريه
اين روزا چشماي همه غرق نياز و شبنمه
رو گونه ي هر عاشقي چند قطره بارو نه غمه
اين روزا ورد بچه ها بازيه چرخ و فلكه
قلباي مثل دريامون پر از خراش و تركه
اين روزا عادت گلا مرگو بهونه كردنه
كار چشاي آدما دلرو ديوونه كردنه
اين روزا كاره رويامون از پونه خونه ساختنه
نشونه ي پروانگي زندگيا رو باختنه
اين روزا آدما ديگه تو قلب هم جا ندارن
مردم ديگه تو دلاشون يه قطره دريا ندارن
اين روزا فرش كوچه ها تو حسرت يه عابره
هر جا يكي منتظره ورود يه مسافره
اين روزا هيچ مسافري برنمي گرده به خونه
چشماي خسته تا ابد به در بسته مي مونه
اين روزا قصه ها همش قصه ي دل سوزوندنه
خلاصه ي حرف همه پر زدن و نموندنه
اين روزا درد آدما فقط غم بي كسيه
زندگيشون حاصلي از حسرت و دل واپسيه
اين روزا خوشبختيه ما پشت مه نبودنه
كار تموم شاعرا فقط غزل سرودنه
اين روزا درد آدما داشتن چتر تو بارونه
چشماي خيس و ابريشون همپاي رود كارونه
اين روزا دوستا هم ديگه با هم صداقت ندارن
يه وقتا توي زندگي همديگه رو جا مي زارن
جنس دلاي آدما اين روزا سخت و سنگيه
فقط توي نقاشيها دنيا قشنگ و رنگيه
اين روزا جرم عاشقي شهر دلو فروختنه
چاره فقط نشستن و به پاي چشمي سوختنه
اسم گلا رو اين روزا ديگه كسي نمي دونه
اما تو تا دلت بخواد اين جا غريب فراوونه
اين روزا فرصت دلا براي عاشقي كمه

زخماي بي ستاره ها تشنه ي ياس مرحمه
اين روزا اشكمون فقط چاره ي بي قراريه
تنها پناه آدما عكساي يادگاريه
اين روزا فصل غربته عشق و بيدهاي مجنونه
بغضهاي كال باغچه ها منتظره يه باروونه
اين روزا دوستاي خوب هم همديگه رو گم مي كنن
دلاي پاك و ساده رو فداي مردم مي كنن
اين روزا آدما كمن پشت نقاب پنجره
كمتر مي بيني كسي رو كه تا ابد منتظره
مردم ما به همديگه فقط زود عادت مي كنن
حقا كه بي وفاي رو خوب هم رعايت مي كنن
درسته كه اينجا همه پاييزا رو دوست ندارن
پاييز كه از راه مي رسه روي برگاش پا مي زارن
اما شايد تو زندگي يه بغض خيس و كال دارن
چند تا غم و يه غصه و آرزوي محال دارن
اين روزا بايد هممون براي هم سايه باشيم
شبا يه كم دلواپس كودك همسايه باشيم
اونوقت دوباره آدما دستاشونو پل مي كنن
درداي ارغواني رو با هم تحمل مي كنن
اگه به هم كمك كنيم زندگي ديدني مي شه
بر سر پيمان مي مونن دوستاي خوب تا هميشه
اما نه فكر كه مي كنم اين كار يه كار ساده نيست
انگار براي گم شدن هنوز هوا آماده نيست ...


