هيچ كي از رفتن من غصه نخورد
هيچ كي با موندن من شاد نشد
وقتي رفتم كسي قلبش نگرفت
بغض هيچ آدمي فرياد نشد
وقتي رفتم كسي غصه اش نگرفت
وقتي رفتم كسي بدرقه ام نكرد
دل من مي خواست تلافي بكنه
پس چشم هيچ كسي عاشقم نكرد
وقتي رفتم نه كه بارون نگرفت
هوا صاف و خيلي هم آفتابي بود
اگه شب مي رفتم و خورشيد نبود
آسمون خوب مي دونم مهتابي بود
دم رفتن كسي گفت سفر بخير
كه واسم غريب و ناشناخته بود
اما اون وقتي رسيد كه قلب من
همه ي آرزو هاشو باخته بود
چهره ي هيچ كسي پژمرده نبود
گلا اما همه پژمرده بودن
كسايي كه واسشون مهم بودم
همه شايد يه جوري مرده بودن
وقتي رفتم كسي غصه اش نگرفت
وقتي رفتم كسي بدرقه ام نكرد
دل من مي خواست تلافي بكنه
پس چشم هيچ كسي عاشقم نكرد
وقتي رفتم نه كه بارون نگرفت
هوا صاف و خيلي هم آفتابي بود
اگه شب مي رفتم و خورشيد نبود
آسمون خوب مي دونم مهتابي بود
دم رفتن كسي گفت سفر بخير
كه واسم غريب و ناشناخته بود
اما اون وقتي رسيد كه قلب من
همه ي آرزو هاشو باخته بود
************************************************
** فراوان مي خورد بر بام خانه..............
وامروز..................باز باران بي ترانه
باز باران با تمام بي كسي هاي شبانه
مي خورد بر مرد تنها
مي چكد بر فرش خانه
باز مي آيد صداي چك چك غم
باز ماتم ........من به پشت شيشه ي تنهايي افتاده
نمي دانم............نمي فهمم
كجاي قطره هاي بي كسي زيباست ؟!
نمي فهمم .....چرا مردم نمي فهمند؟ كه آن كودك...
كه زير ضربه ي شلاق باران سخت مي لرزد ....
كجاي لذتش زيباست ؟؟؟؟
و در آخر هم جا داره از دوست و همراه خوبم الميرا
گزليان
گلم تشكر صميمانه اي داشته باشم چون من و هيچ
وقت فراموش نمي كنه و در صفحه ي كامنتها هميشه يار
و ياورم بوده عزيزم آرزوم اينه كه منم بتونم دوست خوبي
برات باشم درست مثل خودت

